یه خورده اوضاع شیر تو شیرتر شده. مثلا نمایندگان خوششان نمی آمد که رئیس جمهور، وزیر کشور را تغییر بدهد. پس از تغییر نامه نوشتند به رهبری و از وزیر تشکر کردند. از اون طرف احمدی نژاد دوست داشت که رحیمی را به عنوان وزیر کشور معرفی کند ولی نمایندگان خط و نشان کشیدند که رای اعتماد نمی دهیم. حالا رئیس جمهور، رحیمی را به عنوان معاون خودش در حوزه پارلمانی منصوب کرده است. یعنی اینکه همه نمایندگان حالا برای بهبود ارتباط با دولت باید دست به دامان رئیس جمهور شوند. البته در ساختار سیاسی ایران همیشه اینطور بوده است و معمولا سیستم فدای سلیقه شده است. در نمونه ای دیگر؛ در دوران خاتمی، پس از کش و قوس بسیار ، خاتمی موفق شد که حجه الاسلام رحیمیان را از ریاست سازمان بنیاد شهید بکند و دهقان را جانشینش کند. بلافاصله بعد از برکناری، آقای رحیمیان به عنوان نماینده رهبری در بنیاد شهید منصوب شد. از این نمونه ها بسیار است و نشان از آن دارد که اگر همه جا گفته اند که دو پادشاه در یک اقلیم نگجند، در دنیای سیاست ایران این مثال صادق نیست و چند پادشاه هم در یک اقلیم می گنجند؛ نمونه اش هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد و یا خاتمی و کروبی. البته بخشی از مشکلات هم ناشی از وجود ساختار دوگانه سیاسی در ایران است که در سال های اخیر هم بسیار بدان پرداخته شد. مخصوصا سعید حجاریان که جانش را هم در این راه به خطر انداخت ولی حرفش به جایی نرسید. به گمانم تا زمانی که این ساختار دوگانه و اعمال سلیقه پابرجاست، انتظار توسعه یافتگی و رشد بی معناست. تغییر دولت ها در ایران امروز چیزی مانند تغییر دکوراسیون - آنهم به طور محدود - است.
Dar iran shayeste salari hakem nist