در فضای فعلی گزینه های متفاوتی برای فعالیت یا عدم فعالیت سیاسی وجود دارد. فعالیت برخی فعالان سیاسی را نظام نمی پسندد، مثلا فعالیت جبهه ملی. فعالیت برخی دربست در خدمت نظام است؛ مثلا موتلفه. فعالیت برخی دیگر هم سبب مشروعیت بخشی به اقدامات غیردموکراتیک نظام سیاسی موجود می شود؛ مثلا حزب مشارکت. در سوی دیگر عدم فعالیت گروه های اول یا سوم هم سبب می شود که نظام سیاسی با خیال راحت چرخه اقدامات غیردموکراتیک و یا خلاف منافع ملی را تکمیل کند و به مثابه اوایل انقلاب که غیبت خودخواسته نهضت آزادی از ساختار سیاسی به حذف تدریجی و دائمی آنها از کاست قدرت انجامید، تصمیم گیرندان بتوانند گام های نهایی برای یکدستی واقعی در ساختار سیاسی - اجرایی را بردارند. البته برای نیل به این مهم، اقداماتی انجام شده است و جناح حاکم با شبیه سازی از جریان های مخالف - مانند تحویل گرفتن مهدی کروبی و الگوسازی از وی به عنوان یک اصلاح طلب- برای توفیق نهایی تلاش می کند....
خلاصه! در شرایط کنونی مرز بین امکان و یا امتناع سیاست ورزی در ایران بسی مخدوش و مبهم شده است و تداوم این ابهام را باید به عنوان یکی از ظرافت های خاص رفتاری و بازی سازی هسته مرکزی تصمیم گیرنده در ساختار سیاسی ایران دانست که علاوه بر پدیدارسازی "سپر بلا" در میل انبوه موافقان در حال ساخت "سپر بلا" در میان مخالفان است. بدیهی است که این سپر بلا کاربردی دوگانه داشته و برای نمایش نوعی "رقابت نمادین" و تبدیل مخالفان به "کبریت های بی خطر" صورت می گیرد. بر همین اساس؛ می توان گفت که وضعیت کنونی "بازی قدرت" در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران، "مبارزه برای بقا" از سوی همه بازیگران سیاسی موسوم به اصلاح طلب و اصولگرا است. حتی نیروهایی که در حاشیه و دور از بازی هستند نیز با وقوف کامل به "قربانی شدن آسان" در شرایط نابهنجار امروزی، برای بقا سکوت کرده اند.
این مصلحت اندیشی را اگرچه نمی توان چندان اخلاقی دانست ولی با درک "بدون ترمز" بودن قطار سیاست ورزی و غیبت عنصر "اخلاق" در فضای ذهنی مخالفان دموکراسی در ایران، می توان توجیهی عقلانی برایش یافت. اما در این روزگار، یعنی هنگامه "بازی به میل رقیب" برای گذار از دورانی خاص، انتظار می رود که حداقل در زمان هایی که ضروری است، قواعد خاص بازی رعایت شود. شفاف تر اینکه اگر به عنوان نمونه "خاتمی" به عنوان فصل مشترک جریان اصلاح طلب چنین روندی را عاقلانه می داند – که می داند-، بهتر است که مرز خویش را با اصلاح طلبانی مانند کروبی که گزینه " بازی در خدمت رقیب" را انتخاب کرده است، روشن سازد. بدیهی است که رایزنی مکرر کروبی با ساخت قدرت و دیدارهای نهان و آشکار، برای مشروعیت بخشی مدنظر نظام سیاسی، جازدن خود به عنوان نماد اصلاح طلبی و سوپاپ اطمینان، صورت می گیرد. بر این اساس چه توجیهی می توان برای رایزنی های گاه به گاه خاتمی یافت؟ اگر او نیز سودایی چون کروبی در سر دارد، پس مبنای اصلاح طلبان برای سیاست ورزی زیر چتر خاتمی چیست؟ اگر سودایی چنین در سر ندارد – و جرات دارد که چنین باشد- پس چرا کماکان به مخدوش ماندن مرز فعالیت سیاسی در ایران کمک می کند؟
البته در لایه های زیرین نیز همینطور است. به عنوان نمونه چندی پیش روزنامه کیهان به نقل از رضا خاتمی خبر داد که کروبی اصلاح طلب نیست. اندکی بعد داد رضا خاتمی به هوا بلند شد که نه آقا! من نگفته ام و کیهان را تقبیح کرد و متهم به سنگ اندازی و تفرقه افکنی.... به فرض که رضا خاتمی چنین نگفته باشد ولی آیا واقعیت همین نیست؟ در حالی که کروبی راه خود می رود و حتی به حداقل مکانیسم های تفاهمی یعنی لیست مشترک انتخاباتی هم قانع نیست و لیست جدا می دهد، گعده و دیدارهای پنهان و آشکار با بنیادی ترین لایه های مخالف دموکراسی دارد و دم به دم از تقبیح گذشته اصلاح طلبی فارغ نمی شود، چه اصراری است که اینگونه از حرف های واقعی تبری جست و یا بر زبان نیاورد؟.....
متاسفانه در این روزها، و در این ماه ها، نام مهدی کروبی و یارانش در تاریخ سیاسی این سرزمین به عنوان "اصلاح طلب و مخالف ارتجاع"! ثبت می شود، به دست مخالفان دموکراسی و در میان سکوت هواداران دموکراسی. این شیوه، دیگر "بازی برای بقا" نیست. توجیه اخلاقی هم ندارد. چون نامش خیانت است؛ خیانت به تاریخ پر فراز و نشیب دموکراسی خواهی در این مرز و بوم.
Oh... Your blog used to be nice, but now it's spoiled. Stop posting trash like that or stop posting at all.
Well guys, I didn’t expect to see anything like that here. It’s amazing. So many shocking news on one website. I’m not sure I can agree with everything , but I’m totally astonished by this words. To be honest, I have never heard this kind of information online. It’s really something very special.
عزيزم دلم واست تنگ شده يه عالمه اميدوارم هر چه زودتر هفته ديگه برسه و ما 15 روز عيدرا با هم باشيم قربون تو
سلام جناب حقیقت خسته نباشید
امینی هستم بنیان