به طور طبيعي در ماه هاي آينده تلاش براي بازگشت اصلاح طلبان ايراني به قدرت، شدت بيشتري خواهد گرفت. براي اين استراتژي عموما دو هدف متصور است. نخست اينكه اين گروه ها، با دغدغه راهبري دموكراسي و دفاع از آزادي هاي فردی، ترويج قانون سالاري و نهادينگي فرهنگ مدارا و كوشش هايي مشابه در راه توسعه ايران زمين، قصد احياي جايگاه خويش را دارند. اين كوشش ها، البته با فرض پذيرش ساختار حقوقي موجود و در قالب نهادهاي معين مانند مجلس صورت گرفته و يا مي گيرد. هدف دوم، بازگشت صرف به قدرت است. در اين سناريو اصلاح طلبان مي كوشند براي كاهش خسارت هاي حزبي و فردي، يافتن حاشيه امنيت و دستيابي به منابع قدرت و ثروت، جايگاه هاي از دست داده را بازيابند.
ارزيابي فرض نخست
براي ارزيابي هدف نخست از زوايايي چون” امكان “، ”ضرورت “ و ” سابقه “ مي توان بحث را پي گرفت. نخست اينكه آيا اساسا ساختار حقوقي و مهمتر از آن قدرت متكثر در دستان اشخاص حقيقي، امكان راهبري چنين پروژه اي را فراهم مي سازد؟ به بيان ساده تر آيا با تمركز موجود و "غلبه رو به گسترش" تفكري كه با بسياري از مفاهيم مورد اشاره از بيخ و بن مخالف است، مي توان به پيشبرد پروژه در فرايندي آرام و تدريجي خوش بين بود؟
پرسش دوم : قصد احزاب اصلاح طلب براي راهبري مولفه هاي مورد اشاره به نمايندگي از كدام بخش جامعه و يا بر اساس كدام ضرورت صورت مي پذيرد؟در واقع ملاحظات نمايانگر آنند كه حجم قابل توجه و رو به رشدي از خواسته هاي طيفي كه گروه هاي اصلاح طلب - بويژه اصلاح طلبان پيشرو مانند حزب مشاركت و يا سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي منافع آنها را نمايندگي مي كنند و يا در تلاش براي جذب نظرشان هستند-، ويژگي هاي ساختارشكنانه دارند و البته که این دو ناهمگونند. در این باره اصلاح طلبان چه راهبردی دارند؟
پرسش سوم ناظر به برخي اظهارات عمل گرايانه سران احزاب اصلاح طلب در ماه هاي اخير است. وجه غالب و تكراري اين گفته ها كه عموما سلبي و در واكنش به حرف ها و يا عملكرد محمود احمدي نژاد ابراز مي شود، چنين است: در صورت قدرت يافتن اصلاح طلبان ايراني رشد اقتصادي خوبي را شاهد خواهيم بود. پرونده هسته اي ايران به نحو مطلوبي حل و فصل خواهد شد. شاهد نوسانات فزاينده اقتصادي نخواهيم بود. در حوزه علمي و تبادلات فرهنگي با جهش گسترده اي روبرو مي شويم. حيثيت عمومي و چهره جهاني ايران ( حكومت جمهوري اسلامي ايران ) به نحو مطلوبي آرام، مسالمت جو، اهل منطق و مدارا به تصوير كشيده مي شود. ايران به نحو موثرتري در بحران هاي منطقه اي مشاركت خواهد جست و منافعش را تامين مي كند و موارد ديگر. با فرض ناديده انگاشتن اقدامات اصلاح طلبان در سال هاي گذشته و گذشت از بررسي ميزان توانمندي آنها براي تحقق چنين شعارهايي، پرسش كليدي اين است : الف – آيا تحقق چنين مولفه هايي خارج از حوزه آرمان ها و اهداف مقامات عالي نظام مانند رهبري نظام است؟ ب- آيا اصلاح طلبان موفقيت در همه اين اقدامات را با پذيرش ساختار سياسي – حقوقي موجود انجام مي دهند؟ به طور طبيعي بايد گفت بدون شك مجموعه چنين موفقيت هايي در حوزه آرمان ها، برنامه ها و اهداف رهبري نظام قرار دارد. در باب دوم نيز در صورت موفقيت اصلاح طلبان نيز مي توان گفت اين گروه هاي سياسي، بهترين و بزرگترين خدمت را براي اثبات درستي نظريه توانمندي نظام منحصر بفرد مبتني بر ولايت فقيه در اداره و راهبري سعادتمندانه جامعه – كه بر پايه اظهارات و شواهد گفتاري و رفتاري سال هاي اخير، منتسب به اردوگاه رقيب يعني اصولگرايان است – به انجام رسانيده اند. يعني اينكه با روش هاي متفاوت به نتيجه گيري محتوايي مدنظر و مطلوب نظام رسيده و آنها بدل به سربازاني خوب و كوشا و در خدمت نظام مي شوند.
پرسش ديگر با توجه به سابقه موضوع طرح مي گردد. آيا بازنگري مجموعه تلاش هاي دوران در قدرت بودن اصلاح طلبان بيانگر آن است كه راهبردهايي اينچنين مفيد و موثر هستند. به عنوان نمونه آيا آنهمه تلاش براي افشاگري و حتي ريشه كني غده سرطاني مسبب قتل هاي زنجيره اي منجر به تثبيت سيستم و يا محيطي شد كه مانع از بازگشت چنين فرايندهايي باشد؟ در حوزه نهادهاي مدني آيا همه كوشش هاي صورت گرفته به پديداري وضعيتي انجاميد كه در آن رابطه نهاد دولت با نهادهايي مانند احزاب، سازمان هايي كه اكنون مردم نهاد شهرت يافته اند و دانشگاه، سامان يافته و پایدار باشد يا اينكه با رفتن اين و آمدن آن ، همه چيز دگرگون شد و می شود.
نتيجه
حتي با فرض همگني برنامه هاي انتخاباتي و روش هاي سياسي اصلاح طلبان در ماه هاي آينده، ساده انديشانه است كه تناوري . بالندگی درخت دموكراسي را در ليست هاي انتخاباتي اصلاح طلبان بجوییم. اين نتيجه گيري البته با مرور مجموع اظهارات اصلاح طلبان در پاسخ به پرسش هاي مطرح – كه اغلب پاسخ هاي مبهم و نامتوازني هستند- آورده شده است، مگر اينكه پاسخ هايي شفاف تر و دقيق تر یافت و یا ارائه شوند.
many things to discuss… But anyway I’m not going to discuss such a personal topic. Reading it is ok, but discussing it makes you look like a chatter –box and a rumor-spreader.
That IS progress. Your blogging skills are getting better and better. I had a great time reading this post.
سلام
مطلب قابل تاملی بود
موفق باشید