« شرح یک بهانه | خانه | اصلاح طلبان ‏ايراني ، سربازان نظام يا راهبران دموكراسي ؟ »
چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۶

جرات نوشتن

چند صباحی است که دور مانده ام، از نوشتن ، از خودم، از بودن. به عبارت دقیقتر از پائیز پارسال که به دلیل گزارش اداره اطلاعات استان یزد درباره بیست مورد از نوشته های وبلاگ جوانمرگم – اگر بیشتر نشده باشد- و دستور و درخواست دادستان، پایم به دادگاه باز شد، حس نوشتنم روز بروز کمرنگ تر شده است. حضورم در دادگاه چندان طولانی نبوده و رفتار بازپرس هم مطابق با قانون. دست آخر هم با گذاشتن وثیقه ای به مبلغ بیست میلیون تومان، به طور موقت شرم را از سر بازپرس کم کردم. مدرک مهم تر را اما، آن می دانم که در ورقه ای نامرتب، از نوشته های خود اظهار پشیمانی کردم، خود را مستحق لطف دانستم و درخواست بخشش کردم. احساس شکست کردم. و خیلی وقت است که به همین دلیل ساده ولی اندوهبار، به دلخواه خودم چیزی نمی نویسم. حتی در این یکی دو ماهی که برخی دوستان پیشنهاد انتشار مجدد پرگار را دادند، ابتدا پذیرفتم ولی سپس به هزار و یک بهانه شانه خالی کردم. زیرا مرتب از خود می پرسیدم اگر دوباره راهی دادگاه شدی، عفو نامه می نویسی؟! .... دارم این روزها خودم را تست می کنم. اینکه جرات نوشتن دارم؟!

۶:۰۸ بֽظֽ

دنبالک

Trackback url: http://www.reza56.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/3

نظرات

johndixon1234:

I’ve tried to think it over and I guess this is just a rumor. I hate rumors that ruin private life so advise you not to believe it and leave your comments by yourself.

۲۱ فروردین ۱۳۸۷ ۲:۴۲ بֽظֽ
Lightening:

Humph. Someone has to force me to read this post. It's too big and boring. Brevity is the sister of talent, remember that.

۱۸ فروردین ۱۳۸۷ ۸:۴۵ بֽظֽ
ChocolateDog:

Some people think that they are way too smart. They think their comments are wonders of the world! Dudes don’t be so self-confident.

۱۵ فروردین ۱۳۸۷ ۴:۳۷ بֽظֽ
محمد امامی:

سلام
خدا قوت
کاش همه می دانستند حضور آزادانه و مبتنی بر قانون همراه با تحمل دیدگاههای مخالف تمرینی برای رسیدن به جامعه ای آزاد و آباد است.
صراحت، صداقت و شجاعت در نوشتار را برای خودم و شما آرزو می کنم.

۲ بهمن ۱۳۸۶ ۰:۰۴ قֽظֽ
shahram:

سلام
راه اندازی وبلاگت مبارک
امیدوارم دل و قلمت همراه باعث افتخار و سر بلندی ایران و ایرانی باشد . قابل دونستی به ما هم سر بزن و یه نمره به وبلاگ پرنقص ما هم بده( اگر مرحمت نمایی راهنمایی هم ضمیمه فرمایی بی نهایت سپاسگزارت می گردم).

۲۷ دی ۱۳۸۶ ۰:۲۴ بֽظֽ
زمان زاده:

سلام
من زمان زاده واقعی هستم
نشون به او نشنون که ...
کامنت اولی مال من نیست
تکذیب می شود قویا

۷ آذر ۱۳۸۶ ۱۰:۵۵ بֽظֽ
سارا مرغوب:

سلام...حرفهاي جديد مبارك.پايدار باشيدو آزاد.

۵ آذر ۱۳۸۶ ۳:۴۰ بֽظֽ
زمان زاده:

مبارک است انشالله
انگشتم را تا مشت در دهان فرو بردماز تعجب چرا؟
چون نمی دانم تو متن ها را زخمی می کنی یا ادرا هاطلاعات و یا بازپرس و یا ...؟

۳ آذر ۱۳۸۶ ۴:۴۸ بֽظֽ
بهنام عباسي فر:

سلام... من هم خوشحالم كه تو وبسايتت را براه كردي... فرمش كه عالي ست... تا محتواش را هم بخوانم وقت است... فدا

۳۰ آبان ۱۳۸۶ ۸:۱۷ بֽظֽ
امیر حسین جلالی:

دستخوش . نشانی انحصاری و طراحی جذاب و نثر روان و دیدگاه آزادمنشانه و شجاعانه همه آن است که باید باشد . چشم ما روشن .

۲۸ آبان ۱۳۸۶ ۱:۰۳ بֽظֽ
elham:

من مطمین هستم که تو این جرات را داری عزیز دلم نوشتن در ذات تو است و من به این ایمان دارم امیدوارم هر چه زودتر به اون مرحله که دوست داری برسی . خیلی دوست دارم .قربان تو الهام

۲۷ آبان ۱۳۸۶ ۹:۵۴ بֽظֽ
فؤاد:

می‌فهمم سنگینی صریح و بی‌پرده نوشتن را...

۲۵ آبان ۱۳۸۶ ۰:۴۸ قֽظֽ

ارسال نظر










بایگانی

موضوعات

جامعه [3]
رسانه [1]
روزمره‌ها [4]
سیاست [6]

بایگانی

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
شهریور 1386
خانه
تماس

جستجو

وبلاگ‌ها

Details

atom
rss 2.0
my way
movabletype 3.35
payagan